اتمام دوره آموزشی دکتری تخصصی و ورود به دوره پژوهشی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
سلام خدای مهربونم ممنونم که نذرم رو قبول کردی و من رو لایق بندگی خودت دونستی. بعد از آزمون جامع رفتم خرید کردم و شب سوار قطار شدم و برگشتم خونه. طبق معمول ساعت 5.10 صبح رسیدم شهر محل سکونتم و همسری اومد دنبالم. رفتیم خونه و خوابیدیم تا حدود ساعت 10 صبح. بعد وسایلمون رو جمع کردیم و رفتیم ولایت. رسیدی
سال جدید من
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
سلام اولین پستی هست که توی سال 96 میگذارم. عید امسال، اولین عیدی بود که من متاهل بودم. در کل روزها خیلی خوش گذشت. روز سیزده بدر هم که تموم شد، سرماخوردگی تقریبا شدیدی گرفتم و تا همین الانم چشمم و گلوم عفونی شده و هنوزم درد میکنه. زندگی دو نفره ما خیلی عاشقانه داره سپری میشه و خداروشکر هیچ مشکلی توی
اتمام حقوق بگیری تا پایان تحصیلات
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
امروز یکی از خبرهای خیلی بد مالی که میتونستم بشنوم رو از کارشناس آموزش شنیدم. یک لحظه سرم گیج رفت. واقعا چقدر اینها بدبخت و بیپول شدن که به حقوق چندرغاز دانشجو چشم دوختن. اونوقت خیلیها حقوقهای میلیارذی میگیرن و کیف میکنن. خدایا یه کاری کن که همیشه اندازه تلاشم و کاری که میکنم و زحمتی که قبلا کشیدم د
شروع مجدد حقوق بگیری
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
با سلام خدمت خدای خوب و مهربون خودم خدای عزیزم، چند روز پیش برام مشکلی پیش اومد که توی پست قبلی وبلاگم نوشتم و ازت خواستم کمکم کنی و گفتم که تابع حکمت و کرم تو هستم. همون روز من برگشتم خونه، توی قطار بودم و حالم اصلا خوب نبود. سرماخوردگی بدجوری حالم رو به هم زده بود زار زار هم گریه میکردم. همه زنگ م
یه قول اساسی به خودم
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
سلام خدای خوبم کمکم کن به تصمیمی که الان گرفتم بتونم عمل کنم خیلی وقته که در انجام خیلی از کارها و به ویژه کارهایی که به عنوان تکلیف و وظیفه محسوب میشه بدحوصله هستم. مثل نگارش فصول کتابی که قراره چاپ کنیم. نوشتن مقاله طرح و خیلی از کارها مثل پروژه هایی که برداشته بودم. به خودم قول میدم کمی حوصله داش
این روزهای دانشگاه و اندر احوالات بهاری من
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
سلام امروز دهم اردیبهشت هست. من دیروز اومدم و تهران و خوشبختانه همه چیز داره خوب پیش میره. این چند وقت یکی دوتا از کارهای سنگین مربوط به پروژه هایی که قرار بود کار کنم انجام دادم. یه کار دیگه به کارهام اضافه شد و یه خوش شانسی مالی دیگه به روزهای بهاری من اضافه شد. الان میتونم یک سوم دیگه از بدهیهامو
خردادنامه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 3:25
سلام خرداد از نیمه گذشته و من چندباری رفتم تهران و برگشتم ولی متاسفانه فرصت نشده تا بیام و در مورد اتفاقات مهم زندگیم بگم. خرداد برای من ماه خاصی بود. بعد از کلی تلاش و کوشش برای تموم کردن فصلی از کتاب که قرار بود به خانم دکتر تحویل بدم و تموم کردن گزارش طرحی که سال نودو چهار تصویب شده بود و هنوز تم
روزهایی از جنس آذر
-
تاریخ: 1395/10/7 ساعت: 9:26
سلام زندگی مشترک خدایا تو بزرگی و عظیمی، اصلا یه کارهایی میکنی که درک و تحلیل اون در توان انسان نیست: دو روز پیش (1 آذر 95) صبح زود حدود ساعت 7.30 با سرویس دانشگاه در راه دانشکده بودم. نم نم برف میبارید و هوا به شدت سرد بود. این روزا هوا خیلی سرده و سوز عجیبی داره. زیر یکی از پلهای بالا شهر تهران، ک...
آذر زیبا
-
تاریخ: 1395/10/7 ساعت: 9:25
سلام دلم میخواد بنویسم! عجیب حس نوشتن دارم! البته میگن دکترها اهل نوشتن نیستن! ولی من دلم میخواد بنویسم، چیزایی رو که خیلی دوست دارم خیلی هم خوش خط مینویسم. نوشتنم محدود به این وبلاگ نیست. من مقاله مینویسم، پروپزال مینویسم، پایان نامه مینویسم و از همه مهمتر یه دفترچه قرمز رنگ خیلی زیبای پاپکو خریدم ...
خرید و انتظار برای برگشتن به خونه
-
تاریخ: 1395/10/7 ساعت: 9:25
سلام. روزهای پاییزی من خیلی سرد هستن. بدون برنامه و بدون پالتو اومدم تهران. هوا به شدت سرد شده و هر از گاهی برف منجمد و خشکی میباره و سرما رو شدت میده. اولین شبی که تهران برفی شد، حوصله کار کردن توی دانشگاه رو نداشتم. بساطم رو جمع کردم و رفتم تجریش تا یه سری خرت و پرت که لازم داشتم بخرم. دقیقا 2 آذر...
آذری دوست دارم
-
تاریخ: 1395/10/7 ساعت: 9:25
خدای من این روزها چقدر اعتماد به نفسم رفته بالا، امروز برای کارهای کتابمون جلسه داشتم دوباره. قبل از جلسه یک لیست فهرست مطالب درست کردم و به همراه یک مدل که از یه کتاب معروف استخراج کرده بودم پرینت کردم و بردم سر جلسه. دشمنای بیچاره هم همین کارو کرده بودن. در نهایت مدل من دارای بیشترین امتیاز شد و ق...
تشریح مسائل
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:10
امروز دقیقا دوم شهریور هست. من توی مشکلات درسی، مالی و عاطفی هستم. از این به بعد باید کلی راه حل برای این مشکلاتم پیدا کنم. خداروشکر تا آخر این ماه اگر همت کنم میتونم باقیمانده کتابی که خانم دکتر گفتن بنویسم و تحویل بدم. در مورد طرح پژوهشی هم یه نفر رو پیدا کردم که برام کار تبدیل محتوی به برنامه موب...
حرفایی از نوع آخر تابستون
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:10
امروز 14 شهریور 95 هست. اگه تاریخ قبلی عروسی سر جاش بود، الان دیگه چند روزی از عروسیم گذشته بود. ولی رفته رفته که به پاییز نزدیکتر میشیم و ماه محرم شروع میشه بیشتر حس میکنم که به روزهای پرالتهاب عروسی نزدیک میشم، انگار که واقعا تاریخ دقیق عروسی من یکی از شبهای طولانی نزدیک یلدای پاییز هزار رنگ بود ن...
روزهای عصبی
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:10
این روزا همش میخوام خوب باشم ولی با کوچکترین حرفی اعصابم بهم میریزه و دهنم قفل میشه تا خدایی نکرده صدایی از من در نیاد، اینجوریه که همه چییز میاد تو قیافم تابلو میشه و همه فکر میکنن قهرم بعدا توضیحات کافی میدم