سلام
خدای مهربونم ممنونم که نذرم رو قبول کردی و من رو لایق بندگی خودت دونستی.
بعد از آزمون جامع رفتم خرید کردم و شب سوار قطار شدم و برگشتم خونه. طبق معمول ساعت 5.10 صبح رسیدم شهر محل سکونتم و همسری اومد دنبالم. رفتیم خونه و خوابیدیم تا حدود ساعت 10 صبح. بعد وسایلمون رو جمع کردیم و رفتیم ولایت.
رسیدیم و ناهار خوردیم و خوابیدیم. بعد من رفتم آرایشگاه و بعد هم خونه مامانم شام دعوت بودیم. بعد از شام سری به دوقلوها زدیم و برگشتیم خونه مادر همسری و فردا حدود ساعت 12 راهی ارومیه شدیم تا مهمونی پاگشای خاله های همسری برگذار بشه. خیلی روز خوبی بود و خیلی خوش گذشت. اول رفتیم تالار و مهمونی ناهار خاله ک برگذار شد بعد رفتیم خونه خاله ک و میوه و شیرینی خوردیم. بعد از ظهر سری به خونه دایی ص زدیم و خرید خونه رو بهشون تبریک گفتیم. بیچاره داییم بعد از کلی بدبختی خونه خریده بود و خونش هم خیلی دلباز و جذاب بود. مبارکشون باشه. بعد ما رفتیم باغ ویلای خواهر شوهری تا عیدیشونو بهشون تقدیم کنیم. حسابی تو عیدی خواهر شوهری ترکوندم. خودشونم دهنشون باز مونده بود. زود پاشدیم و رفتیم بازار تا هدیه مادرشوهر رو هم بخریم. بعد از اون رفتیم دوباره تالار طلائیه تا خودمون رو به مهمونی شام خاله ش برسونیم. بعد از شام هم ما رفتیم خونه خواهر شوهر و مامانم اینا برگشتن خونه خودشون.
فردای اون روز همسری رفت دنبال کارهای اداری وام و من و مادرشوهر و خواهر شوهر نشستیم حرف زدیم. بعد راهی خونه مادرشوهر شدیم. کلا دل توی دلم نبود که خدایا جامع چی شد؟! رسیدیم خونه زنگ زدم دانشگاه و با کارشناس گروه حرف زدم. گفت که خانم دکتر ص گفته ساعت 2 باهاش تماس بگیری. مردم و زنده شدم و بلاخره بعد از کلی تماس و نبودن خانم دکتر بلاخره ساعت 1 گیرش آوردم و بهم گفت دکتر ش ط گفته که تو کارت و آزمونت ضعیفتر از بقیه بوده. یعنی توی دلم از این مرد متنفر شدم و حالم به هم خورد. ولی خانم دکتر گفت من نمره تو رو بالاتر دادم که قبول بشی و تو باید اولین نفر توی کلاستون باشی و هر وقت اسم بهترین میاد من به تو اشاره کنم.
خوشحال شدم و به خودم قول دادم که توی کار کتاب خانم دکتر کم نذارم و براش یه هدیه خوب بخرم. در ضمن به خاطر برآورده شدن نذر قبولی توی آزمون جامع نمازمو بعد از دو سال شروع کردم و امیدوارم همیشه بهش عمل کنم.
دعا میکنم توی سال جدید خداوند عنایتی به برادرم داشته باشه که نفس من به نفسش بنده و براش یه کار خوب جور بشه. خدایا در سال جدید ازتو برای دنیا ظهور امام زمان رو آرزو میکنم و بعد سلامتی همگان و در جمع اونها خانواده خودم و خانواده سه نفره ا س س. و بعد خوشبخی و گرمی کانون خانوادمون.
خدایا شکرت.
برچسب:
نویسنده: کیان هاشمی