یه بار هم یه پست در مورد تنبلیهای خودم یا از باغ درس دراومدن خودم گذاشته بودم. این پستم رو هم میخوام اختصاص بدم به تحلیل اینکه چرا من کاری نمیکنم؟ چرا همش ایده آل گرا در مورد مقالات و کتابها نگاه میکنم و تهش هم نمیتونم کاری حتی خودمونیم ضعیف ارائه بدم؟ چرا این همه همه چیز رو لفت میدم و خودم رو با چیزهای الکی مشغول میکنم؟ یعنی من اندازه اون چاقالوی سیاه که از رشته بوق دانشگاه غیرانتفاعی مشهد اومده نیستم؟ منی که این همه توی دانشگاههای رده بالا درس خوندم!
دارم نگاه میکنم به چند سال پیش که من کجا بودم و دیگران کجا بودند و الان نگاه میکنم به جایی که من هستم و بقیه هستند. خدایی و بدون تعارف عقب موندم از قافله. یعنی دیگه راهی نیست جز اینکه شبانه روزی کار کنم. البته بماند که من بعضی مشکلات مثل مشکل مالی داشتم و مجبور شدم چند تا پروژه کار کنم. اینها همه بماند ولی باز هم دلیل نمیشه این همه از یه عده بیسواد عقب بمونم.
یادمه قبلنها که انگیزه های خیلی بالایی داشتم برای درس و کار و ... وقتی توی یه کاری یا پروژه ای کم کاری میکردم برای خودم جریمه میگذارشتم، جریمه اغلب یه کار اضافی تر بود تا منو وادار به کار بیشتر و سود بیشتر کنه. الانم بابت همه کم کاریها، چه در زمینه پژوهشهایی که باید انجام میدادم و چه در زمینه پایان نامه برای خودم چند تا جریمه میخوام بنویسم.
اولا اینکه به جای یه مقاله مروری باید همونطور که استاد راهنمام گفت ۲ تا مقاله مروری از پایان نامم بنویسم.
دوم اینکه تا آخر دی ماه حتما باید فصل اول، دوم و سوم پایان نامه رو تحویل استاد راهنمام بدم.
سوم اینکه باید دو تا مقاله از کار داده کاوی استخراج کنم.
چهارم اینکه باید طرح حوزه های رشته خودم رو بنویسم و اجرا کنم.
پنجم اینکه مقاله قبلی که در مورد کارآزمایی و بیمارگیری بود رو هم ادامه بدم.
ششم اینکه مقاله مروری از کار نوزادان هم در بیارم .
اینهایی که نوشتم به ترتیب اولویت بود. پس انشالا از صبح پس فردا یعنی ۷ آذر شروع میکنم به کار سخت.
میام و بازم مینویسم
برچسب:
نویسنده: کیان هاشمی