1 1مون با پیوستن سه تا شمعدونی زیبا به دکور خونمون اومد. همسری خیلی اصرار داشت که برام کادویی بخره ولی دلم راضی نشد توی این شرایط بد مالی که از یه طرف حقوقها رو نمیدن و از یه طرف دیگه قضیه هایت علمی شدنش کنسل شد، فشار دیگه ای رو تحمل کنه. آذر ماه خوبی برامون نبود. دلنگرانی هامون در مورد استخدامش و کلی مسایل دیگه باعث شد خوب به کارم نرسم.
از طرفی عقد پسرخاله همسری بود. تصمیم نداشتم چیزی برای خودم بخرم. ولی یهو تغییر عقیده دادم و یه پیراهن کوتاه آبی کاربنی برای خودم خریدم. آرایشگاه رفتم و کلی زیبا شدم. باز مادر و خواهرش از حسادت به مرز ترکیدن رسیده بودند. دریغ از یک تبریک و تعریف. خلاصه اینکه نمیدونم این چه بیماری لاعلاجی هست که این مادر و دختر بهش گرفتارن. خدا شفاشون بده.
بعدا میام و بیشتر از این ماه و اتفاقاتش مینویسم
برچسب:
نویسنده: کیان هاشمی