
آخرهای مرداد دغ و سوزان هست. امسال خیلی گرمتر از سالهای پیش بود و من این گرما با تمام وجود حس کردم. هر سال تابستونا و زمستونا دمای بدن من یکی بود. خنک خنک. اما امسال نمیدونم به لطف ازدواج بوده یا هر چیز دیگه گرم گرم بودم. خبری از پاهای خنکی که همه میومدن و خودشون رو میچسبوندن نیست. همیشه مامانم بعد از دست زدن به پوست خنکم میگفت خوشششش به حالت، و من عمق گرمای بدنش رو از روی اون پوست ظریفش حس میکردم...
ادامه مطلب