
همیشه آدم زود جوشی و احساساتی هستم. همیشه یه بغض ماموره تا توی راه گلوی من آماده باش باشه. همیشه در هر لحظه که حقی از من ضایع میشه بغضم میشکنه و اشک از چشمای من سرازیر میشه. یادم میاد در دوران مدرسه هم همین بودم. تلاش متوسطی داشتم که بعضی وقتا بالا پایین میشد. گاهی خیلی تنبل و گاهی خیلی زرنگ میشدم. همیشه میترسیدم کسی شغل پدرم رو از من بپرسه. شاید یکی از ویژگیهایی که همیشه داشتم و الان هم دارم ایده...
ادامه مطلب